علاءالدین

علاءالدین یک پسر جوان، چابک و خیلی مهربان است که همراه میمون باوفایش، اَبو، در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر آگرابا ماجراجویی می‌کند. او زندگی ساده‌ای دارد، اما همیشه خوراکی‌هایش را با بچه‌های گرسنه تقسیم می‌کند و آرزو دارد دنیایی بهتر برای همه بسازد. وقتی علاءالدین غول چراغ جادو را پیدا می‌کند، شانس پرواز با یک قالیچه پرنده جادویی و رسیدن به آرزوهای بزرگ را به دست می‌آورد. ماجرای علاءالدین به بچه‌ها یاد می‌دهد که لباس‌های فاخر و جادو ارزش واقعی آدم‌ها نیستند، بلکه داشتن قلبی صادق، وفادار و شجاع بزرگ‌ترین گنج دنیاست.