
مولان
مولان دختری بسیار شجاع، باهوش و فداکار است که برای محافظت از پدر پیر و بیمارش، لباس رزم پوشید و به جای او به ارتش رفت. او همراه با یک اژدهای کوچک و بامزه به اسم موشو و جیرجیرک خوششانسش، تمرینهای سخت نظامی را با پشتکار و هوش بالا پشت سر گذاشت. مولان به جای تکیه بر زور بازو، از فکر خلاق و نقشههای تیزش استفاده کرد و توانست تمام کشورش را از خطر نجات دهد. داستان قشنگ او به بچهها یاد میدهد که شجاعت به دختر یا پسر بودن نیست، و با اراده قوی، عشق به خانواده و باور به خود، میتوان کارهای شگفتانگیزی انجام داد.