دوستهای آرسین
بازگشت به خانههمه شخصیتها
39 شخصیت برای تماشا و جستوجو
پیتر پنپیتر پن پسربچهای شاد، نترس و ماجراجو با لباس سبز و کلاه نوکتیز است که در سرزمینی جادویی به نام ناکجاآباد زندگی میکند.
او همراه یک پری کوچولو و پر سر و صدا به نام تینکربل پرواز میکند و هرگز بزرگ نمیشود تا همیشه فرصت بازی و کنجکاوی داشته باشد.
پیتر پن بچههای گمشده را دور هم جمع میکند و با شمشیر چوبیاش همیشه نقشههای کاپیتان هوک، دزد دریایی بدجنس، را خراب میکند.
داستان او به بچهها یاد میدهد که در کنار شجاعت و مراقبت از دوستان، همیشه باید دنیای تخیل، شادی و رؤیاهای قشنگ کودکانه را زنده نگه داشت.
پینوکیوپینوکیو یک عروسک چوبی کوچولو و بامزه با کلاه زرد و پَر قرمز است که یک پیرمرد مهربان به نام پدر ژپتو او را با عشق تراشیده است.
یک پری مهربان به پینوکیو جان بخشید و به او گفت اگر شجاع، راستگو و مهربان باشد، روزی تبدیل به یک پسربچه واقعی میشود.
او خیلی کنجکاو است و گاهی فریب میخورد، و هر وقت دروغ میگوید بینی چوبیاش جلوی چشم همه دراز و درازتر میشود!
داستان پینوکیو به بچهها یاد میدهد که راستگویی همیشه بهترین راه است و برای رسیدن به آرزوها باید به حرف بزرگترها گوش داد و تلاش کرد.
سیندرلاسیندرلا دختری بسیار صبور، شجاع و مهربان با موهای طلایی است که حتی در روزهای سخت و کارهای سنگین خانه، امید و خندهاش را از دست نمیدهد.
او قلبی پاک و پر از عشق دارد و بهترین دوستانش موشهای کوچولوی بامزه و پرندههای حیاط هستند که همیشه به او کمک میکنند.
با کمک یک پری مهربان، کالسکهای جادویی از جنس کدو تنبل و یک جفت کفش شیشهای درخشان، او به جشن قصر میرود و سرنوشتش عوض میشود.
داستان قشنگ سیندرلا به بچهها یاد میدهد که همیشه باید به رؤیاهای خوب باور داشت و با صبر و مهربانی در برابر بدیها پیروز شد.
سفیدبرفیسفیدبرفی پرنسسی مهربان، زیبا و خوشقلب با موهای کوتاه مشکی، لبهایی سرخ و پیراهنی زرد و آبی است که با صدای قشنگش آواز میخواند.
او آنقدر با طبیعت و موجودات زنده دوست است که پرندهها و آهوها همیشه دور او جمع میشوند و در کارهایش به او کمک میکنند.
وقتی سفیدبرفی به کلبهٔ هفت کوتوله دوستداشتنی میرسد، با مهربانی برایشان غذا میپزد، خانه را تمیز میکند و همه را مثل یک خانواده دور هم جمع میکند.
داستان او به بچهها یاد میدهد که خوشرویی، بخشندگی و مهربانی با تمام موجودات، نوری است که تاریکترین و سختترین روزها را هم روشن میکند.
جنی / غول چراغ جادوجنی یک غول آبیرنگ، پرانرژی و بینهایت مهربان است که قرنها داخل یک چراغ جادوی طلایی زندگی میکرده است.
او میتواند با یک بشکن زدن به هر شکلی که بخواهد دربیاید، شعبدهبازیهای خندهدار انجام دهد و بزرگترین آرزوها را برآورده کند!
با وجود تمام قدرتهای شگفتانگیزش، تنها آرزوی واقعی خود جنی این بود که آزاد باشد و یک دوست صمیمی و واقعی پیدا کند.
او با فداکاری و خندههای قشنگش به بچهها نشان میدهد که ارزش یک دوستی واقعی و وفادار از هر جادو و گنجی در دنیا باارزشتر است.
علاءالدینعلاءالدین یک پسر جوان، چابک و خیلی مهربان است که همراه میمون باوفایش، اَبو، در کوچهپسکوچههای شهر آگرابا ماجراجویی میکند.
او زندگی سادهای دارد، اما همیشه خوراکیهایش را با بچههای گرسنه تقسیم میکند و آرزو دارد دنیایی بهتر برای همه بسازد.
وقتی علاءالدین غول چراغ جادو را پیدا میکند، شانس پرواز با یک قالیچه پرنده جادویی و رسیدن به آرزوهای بزرگ را به دست میآورد.
ماجرای علاءالدین به بچهها یاد میدهد که لباسهای فاخر و جادو ارزش واقعی آدمها نیستند، بلکه داشتن قلبی صادق، وفادار و شجاع بزرگترین گنج دنیاست.
اسکاراسکار شیری با یالهای سیاه، پنجههای تیز و یک جای زخم باریک روی چشمش است که همیشه در سایهها قدم میزند و اخم میکند.
او عموی سیمباست و دلش میخواست خودش پادشاه سرزمین صخرهها باشد، برای همین با کفتارها نقشههای یواشکی و خطرناک میکشید.
اسکار برخلاف برادرش موفاسا، قلبی مهربان نداشت و فکر میکرد با فریب دادن و قلدری میتواند احترام و دوستی دیگران را به دست بیاورد.
داستان اسکار به بچهها یاد میدهد که حسادت و بیانصافی هیچوقت پایان خوبی ندارد و کسی با بداخلاقی و دروغ نمیتواند یک رهبر واقعی و محبوب باشد.
سیمباسیمبا یک تولهشیر با نمک، کنجکاو و پرانرژی با یالهای طلایی است که در دشتهای سرسبز و زیبای آفریقا به دنیا آمده است.
او در کودکی خیلی دوست داشت زودتر بزرگ و پادشاه جنگل شود و برای بازیگوشی و ماجراجویی به هر گوشه و کناری سرک میکشید.
سیمبا با کمک دو دوست فوقالعادهاش، تیمون و پومبا، و با پشت سر گذاشتن سختیها یاد گرفت که مسئولیتپذیر، شجاع و مهربان باشد.
داستان قشنگ سیمبا به بچهها یاد میدهد که هیچوقت نباید از مشکلات فرار کرد، بلکه باید با شجاعت و قلب پاک برای خانواده و دوستان خود تلاش کرد.
جریجری یک موش کوچولو، قهوهایرنگ و بینهایت باهوش است که در یک سوراخ دنج و قشنگ در دیوار خانه زندگی میکند.
او عاشق تکههای بزرگ پنیر زرد است و با وجود جثهٔ کوچکش، هیچ ترسی از گربهها ندارد و با سرعت و زرنگی در خانه میدود.
جری همیشه با فکر خلاق و نقشههای تیزش، تلههای خطرناک تام را به یک بازی خندهدار تبدیل میکند و تام را جا میگذارد.
این موش بامزه به بچهها یاد میدهد که مهم نیست چقدر ریزهمیزه یا کوچک باشی؛ با فکر خوب، هوش و اعتمادبهنفس میتوانی از پس بزرگترین چالشها بربیایی!
تامتام یک گربهٔ خاکستری و سفید بازیگوش و بسیار سمج است که تمام وقتش را صرف دویدن دنبال یک موش ناقلا به اسم جری میکند.
او انواع تلههای عجیب و خندهدار را آماده میکند تا برنده بازی شود، اما معمولاً تلههای خودش کمانه میکنند و سر خودش بلا میآید!
با وجود تمام این دعواها و خرابکاریهای پر سر و صدا، تام در ته دلش اصلاً بدجنس نیست و اگر جری واقعاً در خطر بیفتد، نگرانش میشود و نجاتش میدهد.
ماجراهای بامزهٔ تام به بچهها نشان میدهد که بازیگوشی و رقابت میتواند خیلی شیرین باشد، و با اینکه بارها زمین میخورد، هرگز ناامید نمیشود و دوباره بلند میشود!
دافی داکدافی داک یک اردک سیاه و خیلی پر سر و صدا با منقار و پاهای نارنجی است که فکر میکند از همه پرندههای دنیا مهمتر و باهوشتر است!
او همیشه با باگز بانی رقابت میکند و نقشههای عجیبوغریب میکشد تا خودش را مشهور کند، اما دستآخر کارهایش خراب میشود و خودش به دردسر میافتد.
دافی با نوک زبانی و بامزه حرف میزند و هر وقت نقشههایش خراب میشود، با حرص و خشم خندهداری اینطرف و آنطرف میپرد.
دیدن ماجراهای دافی به بچهها یاد میدهد که نباید به دوستانمان حسودی کنیم و اگر خودخواهی را کنار بگذاریم، زندگی خیلی قشنگتر و شادتر میشود.
گوفیگوفی یک سگ قدبلند، سادهدل و خیلی مهربان است که همیشه کلاه سبز بامزهای روی سرش میگذارد و جلیقه مشکی و شلوار آبی میپوشد.
او کمی دستوپاچلفتی است و وقتی راه میرود ممکن است به در و دیوار بخورد یا وسایل از دستش بیفتد، اما همیشه با صدای خندهدار و معروفش به اشتباهات خودش میخندد!
گوفی بهترین و باوفاترین دوست برای میکی ماوس و دانلد داک است و حاضر است برای شاد کردن بقیه هر کاری انجام دهد.
این سگ دوستداشتنی به بچهها نشان میدهد که اگر در کاری اشتباه کردیم، اشکالی ندارد؛ مهم این است که مهربان باشیم، لبخند بزنیم و همیشه با دیگران با خوشرویی رفتار کنیم.
دانلد داکدانلد داک یک اردک سفید و خیلی بامزه است که همیشه یک لباس ملوانی آبیرنگ با یک پاپیون قرمز قشنگ میپوشد.
او وقتی کارهایش طبق نقشه پیش نمیرود زود عصبانی و پر سر و صدا میشود و با صدایی عجیب و خندهدار غُر میزند!
اما پشت این عصبانیتهای بامزه، دانلد قلبی بسیار مهربان دارد و عاشق دوستانش است و همیشه میخواهد به آنها کمک کند.
دیدن دستوپاچلفتیبازیها و ماجراهای خندهدار دانلد به ما یاد میدهد که حتی اگر گاهی عصبانی شدیم، باز هم لبخند بزنیم و دوباره تلاش کنیم.
میکی ماوسمیکی ماوس یک موش کوچولو، مهربان و خیلی باهوش است که دو گوش بزرگ و گرد مشکی، دستکشهای سفید و یک شلوارک قرمز قشنگ دارد.
او همیشه خندان و پر از انرژی است و هر وقت دوستانش مثل گوفی یا دانلد داک به مشکل میخورند، با مهربانی و فکر خوبش به کمک آنها میرود.
میکی عاشق بازی، گردش و کشف چیزهای جدید است و به بچهها یاد میدهد که همیشه با دوستانشان مهربان باشند و هیچوقت از تلاش کردن دست نکشند.
این موش بامزه و دوستداشتنی، مشهورترین شخصیت کارتونی دنیاست که از دیدن کارهای خندهدار و قشنگش همه شاد میشوند!
اسکارتاسکِرات یک سنجاب کوچولو، خیلی بامزه و کمی دستوپاچلفتی توی کارتون **عصر یخبندان** است که دوتا دندان نیشِ دراز و یک دم پشمالو دارد.
تمام آرزوی اسکِرات توی دنیا فقط یک چیز است: **یک دانه بلوط خوشمزه!**
او اصلاً حرف نمیزند، ولی همیشه با سر و صداها و جیغهای خندهدارش تندتند میدود تا بلوطش را یک جای امن قایم کند. اما درست همان لحظهای که میخواهد بلوط را توی یخ فرو کند، تق! یخها ترک میخورند، کوهها خراب میشوند و زمین تکان میخورد! با اینکه هر دفعه بلوطش قِل میخورد و دور میشود، ولی اسکِرات هیچوقت خسته نمیشود و دوباره با خنده و دویدن دنبالش میرود.